سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
ارتقای آگاهی – بهبود زندگی

ارتقای آگاهی – بهبود زندگی


ساختن یک خانواده شاد و خوشبخت یکی از مهمترین کارهایی است که هرکدام از ما می‌توانیم در طول عمر خود انجام دهیم.

یکی از اصلی‌ترین وظائف شما بعنوان والدین این است که تلاش کنید فرزندانتان بفهمند که چقدر دوستشان دارید. این کار ساده‌ای نیست اما مطمئن باشید نتیجه‌ای بسیار عالی در بر خواهد داشت. حتی تجسم چنین آینده‌ای زیباست: آینده‌ای که همه بچه‌ها و نوه‌هایتان شب جمعه برای شام به منزلتان می‌آیند و کنار هم جمع می‌شوید، یا مسافرت‌های تابستانی توام با خنده و عشق.

در زیر 5 راه واقعی به شما معرفی می‌کنیم که با کمک آن می‌توانید عشقتان را به فرزندانتان نشان دهید.

1. به آنها بگویید دوستشان دارید و هرازگاه تحسینشان کنید.

بدیهی به نظر می‌‌رسد اما معمولاً نمی‌توانید مدام عشق و دوست داشتنتان را به یک نفر یادآور شوید. همه آدمها نیازمند این هستند که از دیگران بشنوند که برایشان اهمیت دارند و کارهایی می‌کنند که باعث شادی دیگران است. آخرین باری که فرزندتان را بخاطر کار خوبی که انجام داده‌ بود تحسین کردید کی بود؟ مطمئناً تحسین‌های شما تاثیر به مراتب بهتری روی فرزندانتان خواهد داشت تا سرزنش‌ها و انتقاداتتان.

2. واقعاً به حرف‌هایشان گوش دهید.

وقتی با فرزندانتان حرف می‌زنید، با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید و به حرف‌هایی که به شما می‌زنند خوب گوش دهید. با این کار باعث می‌شوید احساس کنند برایتان اهمیت دارند و دوستشان دارید.

3. تا حد امکان از نظر فیزیکی و روحی در دسترسشان باشید.

وقتی بازی فوتبال پسرتان را تماشا می‌کنید، همه حواستان به او باشد و تشویقش کنید. وقتی با دخترتان مشغول بازی هستید موبایلتان را کنار گذاشته و تمام توجهتان را به او بدهید. بچه‌ها به طور غریزی می‌فهمند که چه زمانی توجهتان به جای دیگری معطوف می‌شود و این باعث می‌شود احساس کنند اهمیتی برای شما ندارند. پس همه تمرکزتان روی آنها باشد.

4. عادات و سنت‌هایی ایجاد کنید که به همبستگی خانواده کمک می‌کند.

در دنیای پرمشغله امروز همه ما هر روز مشغول‌تر و مشغول‌تر می‌شویم و این باعث می‌شود زمان کمتری را بتوانیم با خانواده بگذرانیم. اما حتی با این وقت کم هم می‌توانید یک همبستگی قوی در خانواده ایجاد کنید که از کودکی تا دوران بزرگسالی در فرزندانتان باقی بماند. عادات و الگوهایی ایجاد کنید که جزء فرهنگ خانواده شما قرار گیرد، مثل همکاری در آماده‌سازی غذا، رقص خانوادگی در آشپزخانه، مسافرت‌های تابستانی هر ساله، دورهم جمع شدن در شب یلدا و مناسبت‌هایی اینچنین و ... همه اینها می‌تواند تجربیات و خاطرات خانوادگی بسیار شیرینی بر جای بگذارد و هر بار که فرزندانتان این خاطرات را به یاد می‌آورند این فکر که دوستشان دارید در ذهنشان قدرت می‌گیرد.

5. رویاهایشان را تشویق کنید.

ممکن است تصور کنیم که فرزندانمان باید راهی را برای زندگیشان پیش بگیرند که ما دوست داریم. به جای اینکه آنها مجبور به انجام کارهایی کنید که خودتان دوست دارید به آنها اجازه دهید آرزوها و علایق خودشان را دنبال کنند. درمورد چیزهایی که دوست دارند با آنها حرف بزنید و بگذارید درمورد اهدافشان با شما صحبت کنند و با کمک هم راه‌هایی پیدا کنید که بتوانند به اهدافشان برسند. با این کار اعتمادبه‌نفس آنها را تقویت کرده و احساس عشق و محبت را در آنها ماندگار می‌سازید.


نوشته شده در دوشنبه 11/2/91ساعت 8:15 عصر توسط کسری صداقت نظرات ( ) |

عشق زیباترین حادثه ای است که در زندگی رخ می دهد. وقتی کسی را دوست دارید علائمی در شما ظاهر می شود که وجود این عشق را تایید میکند. در این مقاله با 12 نشانه اصلی که ثابت می کند عشق در قلب شما جوانه زده است آشنا خواهید شد. اگر این علائم را در خود دیدید دیگر به عشق خود نسبت به طرف مقابل شک نکنید و قدمهای خود را استوارتر بردارید.



1- متن ها و اس ام اس های او را دوباره و دوباره می خوانید.

2- وقتی با او هستید بسیار آهسته قدم می زنید.

3- هر زمان که پیش او هستید، تظاهر به خجالتی بودن می کنید.

4- وقتی به او فکر کنید، قلباتان تند تر و تند تر می تپد.

5- زمانی که به صدایش گوش می دهید، بدون دلیل لبخند می زنید.

6- وقتی او را تماشا می کنید، دیگر قادر به دیدن اطرافیانتان نیستید و فقط او را می بینید.

7- شروع به گوش دادن به آهنگهای آرام می کنید.

8- او همه فکر شما می شود.

9- بوی او شما را به وجد می آورد.

10- متوجه می شوید که زمان فکر کردن به او، همیشه به خود لبخند می زنید.

11- حاضرید هر کاری برایش انجام دهید.

12- هنگام خواندن این متن همواره فقط یک نفر در ذهن شما بود.


نوشته شده در دوشنبه 11/2/91ساعت 8:15 عصر توسط کسری صداقت نظرات ( ) |

اینکه بدانید چرا عشق به تدریج محو شده و از بین می‌رود به درک معنا و مفهوم عشق و رابطه کمک کرده و کمکمان می‌کند بتوانیم روابطمان را نجات داده و از برهم خوردن آنها جلوگیری کنیم.

انگار همین دیروز بود که عشق در رابطه‌تان بسیار شیرین و تمام‌نشدنی به نظر می‌رسید. اما خیلی زود، قول و قرارهایتان فراموش شد. روزهایی که مدام دوست داشتنش را در گوشتان زمزمه می‌کرد گذشته است. حالا دلتنگ گرمای آغوشش هستید و از خودتان می‌پرسید: عشم ما کجا رفت؟ پس اگر عشق از بین رفتنی است ممکن است تاثیرات بدی روی ازدواج داشته باشد.

خوشبختانه خیلی از ازدواج‌ها به آن نقطه نمی‌رسد اما خیلی از افراد هم هستند که فشارهایی اینچنینی را در ازدواج خود تجربه می‌کنند. در زیر می‌خواهیم به اختصار به چند مورد از عواملی که می‌تواند به ما برای درک معنای عشق و رابطه و اینکه چرا گاهی عشق‌ در رابطه تدریجاً محو می‌شود، اشاره کنیم.

1. توقع نابجا: خیلی‌ها قبل از اینکه وارد صحنه اصلی ازدواج شوند، تصور می‌کرده‌اند که یکی از اسطوره‌های روابط عاشقانه هستند. توقع دارند که عشق و لطافت رابطه همیشه وجود داشته باشد اما هیچکدام از اینها واقعی نیست و فقط خیال باطل است و منجر به ناامیدی می‌شود. آنها نتوانستند درک کنند که داستان‌های عشقی که در فیلم و کتاب می‌بینند و می‌خوانند فقط نمود یک رابطه غیرواقعی است. وقتی پای سفره عقد می‌نشینند تصور می‌کنند که رویاهایشان به حقیقت پیوسته است اما بعد از گذشت چند سال از ازدواجشان به این نتیجه می‌رسند که همه چیز خیالی بیش نبوده است.

اما در ازدواج توقعات درست و منطقی هم می‌تواند وجود داشته باشد، مثل عشق، توجه و حمایت همسر. اما حتی اینها هم ممکن است برآورده نشوند. بنابراین عاقلانه است که این واقعیت را در نظر داشته باشیم که حتی در بهترین ازدواج‌ها هم ممکن است فرد تنها، خسته و ناامید باقی بماند.

2. ناسازگاری: معمولاً خیلی طول نمی‌کشد که زوج ازدواج کرده متوجه شوند که آنقدرها که در دوران نامزدی تصور می‌کردند سازگاری ندارند. حالا می‌بینند که هیچ وجه اشتراکی با هم ندارند و هیچ روزی نیست که از ازدواجشان اظهار پشیمانی نکنند. تصورشان این است که همسرشان زوج مناسبی برای آنها نیست و ازدواجشان فقط یک اشتباه بزرگ بوده است.

ممکن است گاهی شباهت‌هایی در سلیقه و شخصیتشان پیدا کنند اما تفاوت‌هایشان معمولاً عمده‌تر و شاخص‌تر است. همه اینها باعث می‌شود که وقتی مشاجره و مشکلی پیش بیاید، مصالحه و آشتی کردن سخت‌تر شود.

3. مشاجرات و کشمکش‌های مداوم: دعوا کردن، داد کشیدن، شکوه و شکایت کردن مداوم و عصبانیت به طریقی مخرب ابراز می‌شود. وقتی این اتفاق می‌افتد، مکالمه بین دو نفر به یک میدان مبارزه تبدیل خواهد شد که در آن هرکس از نظر و عقیده خودش دفاع می‌کند و کلمات دیگر ابزار برقراری ارتباط نیستند و به سلاح برای هر فرد تبدیل می‌شود. این کلمات ناراحت‌کننده باعث سرد شدن عشق آنها می‌شود.

در زیر به برخی از عوامل مرتبط با دعواها و مشاجرات زوج‌ها اشاره می‌کنیم:

• مشکلات مالی
• وظائف والدین
• خیانت
• روابط جنسی

4. احساس نفرت: عشق شما ممکن است به تدریج با متضاد آن که خودخواهی و نفرت است جایگزین شود. بااینکه ممکن است هنوز عشقی در دلتان وجود داشته باشد اما صدای نفرت بلندتر است. بی‌عاطفگی، ترس و غرور دلتان را مثل سنگ کرده است و ارتباط دوباره در ازدواج را سخت‌تر می‌کند.

5.  تسلیم شدن: متاسفانه بعضی از زوج‌ها آنقدر به ازدواج بدون احساسشان عادت می‌کنند که امید هیچ تغییری ندارند. تصور می‌کنند که زندگی زناشویشان دیگر هیچوقت درست نمی‌شود. حتی تصور می‌کنند که هر کاری از دستشان برمی‌آمده انجام داده‌اند اما چیزی که شکسته است دوباره درست نمی‌شود. به این نتیجه می‌‌رسند که طلاق و جدایی آخرین راه‌حل آنهاست.

توقعات نابجا، ناسازگاری، مشاجرات، نفرت و تسلیم شدن فقط چند مورد از عواملی است که موجب بی‌عشق شدن روابط می‌شود. اما اگر قطعیت داشته باشید و هر دو با هم همکاری کنید، این مشکلات قابل حل هستند.


نوشته شده در دوشنبه 11/2/91ساعت 8:14 عصر توسط کسری صداقت نظرات ( ) |

وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می‌دیدم.

یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او می‌گفتم که در ذهنم چه می‌گذرد. من طلاق می‌خواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمی‌رسید که از حرفهایم ناراحت شده باشد، فقط به نرمی پرسید، چرا؟

از جواب دادن به سوالش سر باز زدم. این باعث شد عصبانی شود. ظرف غذایش را به کناری پرت کرد و سرم داد کشید، تو مرد نیستی! آن شب، دیگر اصلاً با هم حرف نزدیم. او گریه می‌کرد. می‌دانم دوست داشت بداند که چه بر سر زندگی‌اش آمده است. اما واقعاً نمی‌توانستم جواب قانع‌کننده‌ای به او بدهم. من دیگر دوستش نداشتم، فقط دلم برایش می‌سوخت.

با یک احساس گناه و عذاب وجدان  عمیق، برگه طلاق را آماده کردم که در آن قید شده بود می‌تواند خانه، ماشین، و 30% از سهم کارخانه‌ام را بردارد. نگاهی به برگه‌ها انداخت و آن را ریز ریز پاره کرد. زنی که 10 سال زندگیش را با من گذرانده بود برایم به غریبه‌ای تبدیل شده بود. از اینکه وقت و انرژیش را برای من به هدر داده بود متاسف بودم اما واقعاً نمی‌توانستم به آن زندگی برگردم چون عاشق یک نفر دیگر شده بودم. آخر بلند بلند جلوی من گریه سر داد و این دقیقاً همان چیزی بود که انتظار داشتم ببینم. برای من گریه او نوعی رهایی بود. فکر طلاق که هفته‌ها بود ذهن من را به خود مشغول کرده بود، الان محکم‌تر و واضح‌تر شده بود.

روز بعد خیلی دیر به خانه برگشتم و دیدم که پشت میز نشسته و چیزی می‌نویسد. شام نخورده بودم اما مستقیم رفتم بخوابم و خیلی زود خوابم برد چون واقعاً بعد از گذراندن یک روز لذت بخش با معشوقه جدیدم خسته بودم. وقتی بیدار شدم، هنوز پشت میز مشغول نوشتن بود. توجهی نکردم و دوباره به خواب رفتم.
صبح روز بعد او شرایط طلاق خود را نوشته بود: هیچ چیزی از من نمی‌خواست و فقط یک ماه فرصت قبل از طلاق خواسته بود. او درخواست کرده بود که در آن یک ماه هر دوی ما تلاش کنیم یک زندگی نرمال داشته باشیم. دلایل او ساده بود: وقت امتحانات پسرمان بود و او نمی‌خواست که فکر او بخاطر مشکلات ما مغشوش شود.

برای من قابل قبول بود. اما یک چیز دیگر هم خواسته بود. او از من خواسته بود زمانی که او را در روز عروسی وارد اتاقمان کردم به یاد آورم. از من خواسته بود که در آن یک ماه هر روز او را بغل کرده و از اتاقمان به سمت در ورودی ببرم. فکر می‌کردم که دیوانه شده است. اما برای اینکه روزهای آخر با هم بودنمان قابل‌تحمل‌تر باشد، درخواست عجیبش را قبول کردم.

درمورد شرایط طلاق همسرم با معشوقه‌ام حرف زدم. بلند بلند خندید و گفت که خیلی عجیب است. و بعد با خنده و استهزا گفت که هر حقه‌ای هم که سوار کند باید بالاخره این طلاق را بپذیرد.

از زمانیکه طلاق را به طور علنی عنوان کرده بودم من و همسرم هیچ تماس جسمی با هم نداشتیم. وقتی روز اول او را بغل کردم تا از اتاق بیرون بیاورم هر دوی ما احساس خامی و تازه‌کاری داشتیم. پسرم به پشتم زد و گفت اوه بابا رو ببین مامان رو بغل کرده. اول او را از اتاق به نشیمن آورده و بعد از آنجا به سمت در ورودی بردم. حدود 10 متر او را در آغوشم داشتم. کمی ناراحت بودم. او را بیرون در خانه گذاشتم و او رفت که منتظر اتوبوس شود که به سر کار برود. من هم به تنهایی سوار ماشین شده و به سمت شرکت حرکت کردم.

در روز دوم هر دوی ما برخورد راحت‌تری داشتیم. به سینه من تکیه داد. می‌توانستم بوی عطری که به پیراهنش زده بود را حس کنم. فهمیدم که خیلی وقت است خوب به همسرم نگاه نکرده‌ام. فهمیدم که دیگر مثل قبل جوان نیست. چروک‌های ریزی روی صورتش افتاده بود و موهایش کمی سفید شده بود. یک دقیقه با خودم فکر کردم که من برای این زن چه کار کرده‌ام.

در روز چهارم وقتی او را بغل کرده و بلند کردم، احساس کردم حس صمیمیت بینمان برگشته است. این آن زنی بود که 10 سال زندگی خود را صرف من کرده بود. در روز پنجم و ششم فهمیدم که حس صمیمیت بینمان در حال رشد است. چیزی از این موضوع به معشوقه‌ام نگفتم. هر چه روزها جلوتر می‌رفتند، بغل کردن او برایم راحت‌تر می‌شد. این تمرین روزانه قوی‌ترم کرده بود!

یک روز داشت انتخاب می‌کرد چه لباسی تن کند. چند پیراهن را امتحان کرد اما لباس مناسبی پیدا نکرد. آه کشید و گفت که همه لباس‌هایم گشاد شده‌اند. یکدفعه فهمیدم که چقدر لاغر شده است، به همین خاطر بود که می‌توانستم اینقدر راحت‌تر بلندش کنم.

یکدفعه ضربه به من وارد شد. بخاطر همه این درد و غصه‌هاست که اینطور شده است. ناخودآگاه به سمتش رفته و سرش را لمس کردم.

همان لحظه پسرم وارد اتاق شد و گفت که بابا وقتش است که مامان را بغل کنی و بیرون بیاوری. برای او دیدن اینکه پدرش مادرش را بغل کرده و بیرون ببرد بخش مهمی از زندگیش شده بود. همسرم به پسرمان اشاره کرد که نزدیکتر شود و او را محکم در آغوش گرفت. صورتم را برگرداندم تا نگاه نکنم چون می‌ترسیدم در این لحظه آخر نظرم را تغییر دهم. بعد او را در آغوش گرفته و بلند کردم و از اتاق خواب بیرون آورده و به سمت در بردم. دستانش را خیلی طبیعی و نرم دور گردنم انداخته بود. من هم او را محکم در آغوش داشتم. درست مثل روز عروسیمان.

اما وزن سبک‌تر او باعث ناراحتیم شد. در روز آخر، وقتی او را در آغوشم گرفتم به سختی می‌توانستم یک قدم بردارم. پسرم به مدرسه رفته بود. محکم بغلش کردن و گفتم، واقعاً نفهمیده بودم که زندگیمان صمیمیت کم دارد. سریع سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم. وقتی رسیدم حتی در ماشین را هم قفل نکردم. می‌ترسیدم هر تاخیری نظرم را تغییر دهد. از پله‌ها بالا رفتم. معشوقه‌ام که منشی‌ام هم بود در را به رویم باز کرد و به او گفتم که متاسفم، دیگر نمی‌خواهم طلاق بگیرم.

او نگاهی به من انداخت، تعجب کرده بود، دستش را روی پیشانی‌ام گذاشت و گفت تب داری؟ دستش را از روی صورتم کشیدم. گفتم متاسفم. من نمی‌خواهم طلاق بگیرم. زندگی زناشویی من احتمالاً به این دلیل خسته‌کننده شده بود که من و زنم به جزئیات زندگیمان توجهی نداشتیم نه به این دلیل که من دیگر دوستش نداشتم. حالا می‌فهمم دیگر باید تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روی او را در آغوش گرفته و از اتاق خوابمان بیرون بیاورم. معشوقه‌ام احساس می‌کرد که تازه از خواب بیدار شده است. یک سیلی محکم به گوشم زد و بعد در را کوبید و زیر گریه زد. از پله‌ها پایین رفتم و سوار ماشین شدم. سر راه جلوی یک مغازه گل‌فروشی ایستادم و یک سبد گل برای همسرم سفارش دادم. فروشنده پرسید که دوست دارم روی کارت چه بنویسم. لبخند زدم و نوشتم، تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز صبح بغلت می‌کنم و از اتاق بیروم می‌آورمت.

شب که به خانه رسیدم، با گلها دست‌هایم و لبخندی روی لبهایم پله‌ها را تند تند بالا رفتم و وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم روی تخت افتاده و مرده است! او ماه‌ها بود که با سرطان می‌جنگید و من اینقدر مشغول معشوقه‌ام بودم که این را نفهمیده بودم. او می‌دانست که خیلی زود خواهد مرد و می‌خواست من را از واکنش‌های منفی پسرمان بخاطر طلاق حفظ کند. حالا حداقل در نظر پسرمان من شوهری مهربان بودم.

جزئیات ریز زندگی مهمترین چیزها در روابط ما هستند. خانه، ماشین، دارایی‌ها و سرمایه مهم نیست. اینها فقط محیطی برای خوشبختی فراهم می‌آورد اما خودشان خوشبختی نمی‌آورند.

سعی کنید دوست همسرتان باشید و هر کاری از دستتان برمی‌آید برای تقویت صمیمیت بین خود انجام دهید.


نوشته شده در دوشنبه 11/2/91ساعت 8:14 عصر توسط کسری صداقت نظرات ( ) |

همه آدمها گاهی‌ اوقات در روابطشان شکست می‌خورند. این یک واقعیت است.

قسمت ناراحت‌کننده آن این است که بعضی افراد به جای اینکه برای ایجاد تغییرات لازم قدم بردارند و برای داشتن یک رابطه رضایت‌بخش تلاش کنند، شکست‌هایشان را با تکیه بر تفاوت‌های بین مردان و زنان توجیه می‌کنند و به خود می‌گویند: "تقصیر من نبود که رابطه‌ام باز با شکست مواجه شد؛ مقصر طرفم بود. زنها همه اینطوری هستند (یا مردها همه اینطوری هستند)".

برای خیلی‌ها آسان‌تر است که اینطور فکر کنند تا بخواهند مسئولیت شکستشان را بپذیرند.

آیا مردان و زنان به طرق مختلف به روابطشان آسیب می‌رسانند؟


ادبیات جنسیتی به ما می‌گوید که مردها و زنها متفاوت هستند. درنتیجه به نظر درست می‌آید که تصور کنیم که به طرق مختلف به روابط خود آسیب می زنند. از کودکی باور داشته‌ایم که زن‌ها مطیع‌تر از مردها هستند و اجازه می‌دهند در رابطه قربانی گردند (و در آخر از دست همسرشان عصبانی و خسته می‌شوند). آنها خیلی به طرفشان وابسته می‌شوند و تا جایی به او عشق می ورزند که او را از خود دور می‌کنند. کتاب‌ها، فیلم‌ها و سایر رسانه‌ها عموماً نشان می‌دهند که زنان حسودتر از مردان هستند و مشاجرات، دعواها و صحنه‌های حسادت معمولاً از طرف خانم‌ها شروع می‌شود.

از طرف دیگر، برخی ادعا دارند که مردها سلطه‌طلب‌تر هستند تاجاییکه که با کنترل بیش از حد و درمواردی سوءاستفاده و آزار او به روابط خود آسیب می‌زنند. همچنین معمولاً از متعهد شدن در رابطه می‌ترسند تا جاییکه از هر رابطه‌ای فرار می‌کنند. همچنین مهارت گوش دادن و همدلی کردن در آنها ضعیف است و معمولاً سعی می‌کنند برای مشکلات طرفشان فوراً یک راه‌حل پیشنهاد دهند تا اینکه بنشینند و با همدلی به حرف‌های او گوش کنند.

معمولاً تاکید بر تفاوت‌ها بسیار آسان‌تر و امن‌تر از شباهت‌هاست. برای مردها راحت‌تر است که تصور کنند مثل بقیه مردها هستند و برای زن‌ها هم همینطور، آنها راحت‌تر هستند که بدانند مثل بقیه زن‌ها و آنطور که از آنها انتظار می‌رود رفتار می‌کنند؛ همانطور که در اجتماع شکل گرفته‌اند، درست مطابق با تفاوت‌های ذاتی که با مردها دارند.

این طرز فکر باعث می‌شود مردها و زن‌ها هر دو بتوانند تقصیر شکست رابطه‌شان را بر گردن دیگری بیندازند تااینکه مسئولیت آن را قبول کنند.

اما آیا واقعاً اینطور است؟ ایا واقعاً تفاوت‌های آشکار اینچنینی بین مردها و زن‌ها وجود دارد؟ آیا واقعاً اینطور است که مردها و زن‌ها به طرق مختلف به روابطشان آسیب می‌رسانند؟

هم مردان و هم زنان توسط فاکتورهای مشابهی کنترل می‌شوند که باعث می‌شود روابطشان را خراب کنند.

یک نگاه دقیق نشان می‌دهد که هم مردان و هم زنان می‌توانند تا نقطه‌ای حسادت ورزند که رابطه‌شان را خراب کنند. هر دوی آنها می‌توانند به شدت سلطه‌گر، خودخواه، مطیع یا خشن شوند.

می‌توان دید که شخصیت‌ها و رفتارهایی که ذاتاً به مردان نسبت داده می‌شد الان در زنان مشاهده می‌شود (مثل کنترل، خشونت، استقلال) و ویژگی‌ها و رفتارهایی که به زنان نسبت داده می‌شد در مردان مشاهده می‌شود (مثل حسادت، ترس از دوری و منفعل بودن).

هم مردان و هم زنان تحت‌تاثیر ترس هستند، چه ترس از تعهد باشد (که باعث می‌شود از رابطه فرار کنند) و چه ترس از تنها بودن (که باعث می‌شود به سمت هر کسی که به آنها ابراز علاقه می‌کند کشیده شوند) و همینطور سایر ترس‌ها. هم مردان و هم زنان تحت‌تاثیر نیازهای خود هستند (نیاز به دوست داشته شدن و تحسین شدن که باعث می‌شود به سمت توجه و صحنه‌های حسادت کشیده شوند)؛ و همچنین تحت تاثیر انتظارات و توقعات غیرواقعی و تخیلاتی درمورد همسر و شریک زندگی (که باعث می‌شود گاهی ناامید شوند)؛ الگوهای احساسی و رفتاری که در همه روابطشان تکرار می‌شود (مثل خودداری، فرار، احساس ریاست، احساس گناه، نیاز به توجه و علاقه)،

همه اینها باعث می‌شود مردان و زنان به یک طریق به روابط خود آسیب بزنند.

هم مردان و هم زنان از راه‌هایی که می‌تواند به روابطشان آسیب بزند آگاه نیستند.

مسئله این نیست که مردان و زنان از راه‌های شبیه برای خراب کردن روابطشان استفاده می‌کنند یا متفاوت. مسئله اصلی این است که هر دوی آنها بنا به یک دلیل مشخص به روابطشان آسیب می‌زنند—حالا به هر راه و روشی: آنها فاقد خودآگاهی هستند: نمی‌بینند و نمی‌فهمند که چطور با اینکار به خودشان ضربه می‌زنند. از ترس‌ها، نیازها، انتظارات غیرواقعی یا تخیلات خود که موجب آسیب رساندن به رابطه‌شان می‌شود آگاه نیستند.

و تازمانیکه این آگاهی را ندارند، به آسیب رساندن به روابطشان ادامه می‌دهند. مثلاً فردی که می‌خواهد وارد یک رابطه شود قادر نخواهد بود در شروع آن موفق شود؛ فردی که در یک رابطه هست، نمی‌فهمد چطور باید یک رابطه نزدیک ایجاد کند و آنهایی که مدام روابط مختلف را امتحان می‌کنند قادر به ایجاد صمیمیت طولانی‌مدت و رضایت‌بخش نخواهند بود.

چطور آگاه شویم؟

آنهایی که امیدوارند علت عدم موفقیت در روابطشان را بدانند و دوست دارند بتوانند بالاخره یک رابطه بادوام و رضایت‌بخش ایجاد کنند، باید برای خودآگاهی وقت بگذارند.

اینکار به آنها امکان می‌دهد با عواملی که باعث می‌شود به رابطه‌شان آسیب بزنند آشنا شوند (مثل ترسها و نیازها، انتظارات غیرواقعی و تخیلات، درک آنها از واقعیت یک رابطه و از این قبیل)—عواملی که تا امروز از آن بی‌اطلاع بودند.

آشنا شدن با این عوامل به ما این امکان را می‌دهد بتوانیم تاثیری که بر رفتارها، واکنش‌ها و نگرش‌های ما می‌گذارد را خنثی کنیم و قدرت ایجاد یک رابطه موفق و رضایت‌بخش را پیدا کنیم.


نوشته شده در دوشنبه 11/2/91ساعت 8:13 عصر توسط کسری صداقت نظرات ( ) |

مردان مجرد ممکن است ده سال کمتر از مردان متاهل عمر کنند. زنان مجرد نیز وضعیتی مشابه دارند.

مجرد بودن عالیست، مگرنه؟ هرجای تختخواب که بخواهید میخوابید، پشت در حمام معطل نمیشوید، تمام زمانتان در دستان خودتان است. همه اینها خوب است اما طی مطالعات منتشر شده توسط ژورنال آمریکایی اپیدمولوژی ممکن است که شما یکی از مجردهای بدشانسی باشید که حدود 10 سال زودتر از دوستان متاهلش دار فانی را وداع میکند.

اگرچه تحقیقات بسیاری به این حقیقت اشاره دارد که متاهلین سلامت و طول عمربیشتری در مقایسه با مجردها دارند اما دیوید روالف پروفسور جامعه شناسی  دانشگاه لوزیانا ایالت کنتاکی در این تحقیق جدید تحت عنوان   "مجردها در رسیدگی به امورخود کوتاهی میکنند"  بیشتر در این مورد توضیح میدهد .

پژوهشگران اطلاعات بدست آمده از 90 مطالعه قبلی، که شامل 500 میلیون نفر بود را تحلیل کردند و مرگ و میر مجردها (کسانی که هرگز ازدواج نکرده بودند) را با گروه متاهلین (باستثنا کسانی که طلاق گرفته بودند و یا همسرشان فوت کرده بود)  مقایسه کردند.

آنها دریافتند که خطر فوت  در مردان مجرد 32 درصد بیشتر از مردان متاهل است. امکان مرگ و میر در زنان مجرد نیز 23 درصد بیشتر از زنان متاهل است.

روالف میگوید که اگر با عدد و رقم حساب کنیم خطر مرگ در مردان مجرد 17 سال زودتر از مردان متاهل است. وی می افزاید تقریبا تمام این اطلاعات از مطالعات انجام شده در طی  60 سال جمع آوری شده است. البته وضع زنان نیز بهتر نیست. آنها ممکن است بین 7-15 سال زودتر از دوستان متاهل خود بدرود حیات گویند.

پژوهشگران احتمال می دهند که نتایج بدست آمده از طول عمر افراد با وضعیت نامناسب سلامتی، کمک های ناچیز دولتی و درآمد پایین مجردها گره خورده باشد.

روالف میگوید: "اگر متاهلید، همسر شما ممکن است مراقب باشد که تغذیه خوبی داشته باشید و در صورت لزوم  به پزشک مراجعه کنید". "وقتی ازدواج می کنید گاهی روش آسانتر این است که سالم باشید و خطر کمتری را به جان بخرید". وی می افزاید: البته مجردها نیز ممکن است این حمایت ها را از طرف والدین، خواهر و برادرها و یا دوستانشان دریافت کنند.

البته اخبار خوبی برای بی همسران وجودارد: افراد مجردی که از سال های جوانی جان سالم به در می برند طول عمر خوبی خواهند داشت. خطر مرگ و میر برای مجردهای 30-39 ساله 128 درصد بیشتر از مردان متاهل هم سن خود است اما برای مجردهای 70 ساله نسبت به متاهلین 70 ساله این رقم تا 16 درصد کاهش میابد.

اما پژوهش دیگری که در ژورنال بهداشت و رفتار اجتماعی انتشار پیدا کرده است این واقعیت را نشان میدهد که اگرچه متاهلین سلامت بیشتری نسبت به مجردین دارند اما فاصله مرگ و میر بین متاهلین و مجردها به هم نزدیک است.

بنابراین قبل از اینکه تمام خانم های مجرد و البته آقایان با عجله تصمیم به ازدواج بگیرند، خوب است متذکر شویم  اگرچه این نتیجه از بررسی جمعیت زیادی به دست آمده اما نتایج تحقیقات "احتمالات" هستند و نه "واقعیات." و ما نمیخواهیم بعد از خواندن این مقاله  بعضی مجردها بگویند: وای خدا. من در جوانی خواهم مُرد!

هنوز هیچ کس این فرضیه که ازدواج اثر ویژه ای بر سلامتی دارد را نپذیرفته است.

بلا دیپاولا روانشناس اجتماعی و نویسنده کتاب مجردها میگوید: من فکر میکنم در مورد تجرد و ازدواج پیش داوری شده است. همیشه به مجردها به یک چشم نگاه میشود، به آنها برچسب زده میشوند، نادیده گرفته میشوند ولی همچنان زندگی خوبی دارند. او معتقد است بسیاری از مطالعات  به بررسی مجردها در برابر متاهلین میپردازد بدون محاسبه تعداد طلاق ها و بیوه شدن ها در میان طرفداران ازدواج، که این باعث تحریف اعداد و ارقام میشود.

بر اساس این تحقیق شما نمی توانید بگویید که اگر مجردها ازدواج کنند عمر طولانی تری خواهند داشت زیرا محقق فقط کسانی که قبلا ازدواج کرده اند و هنوز نیز متاهل  هستند را حساب میکند .

 دپاولو پروفسور روانشانسی اجتماعی در دانشگاه کالیفورنیا میگوید: کسانی که طلاق گرفته اند و یا همسرشان را از دست داده اند نیزیک بار ازدواج کرده اند و نباید حذف شوند.

البته تحقیق کامل برای رسیدن به جواب این سوال که آیا ازدواج واقعا برای سلامتی خوب است یا خیر از نظر اخلاقی امکان پذیر نیست زیرا باید به صورت اتفاقی به عده ای از افرادی بگوییم که مجرد بمانند و یا بر عکس به عده ای بگوییم ازدواج کنند تا بتوانیم زندگی آنها را بررسی کنیم.

و در آخر مسئله کیفیت ازدواج مطرح است -خوب بودن ازدواج  بد بودن آن و یا متوسط بودن آن - و تاثیر آن بر طول عمر.

روالف میگوید: فکر نمیکنم نیازی به مطالعه و تحقیق باشد که به مردم بگوییم یک ازدواج بد و نکبت بار برای سلامتشان مضر است.


نوشته شده در دوشنبه 11/2/91ساعت 8:13 عصر توسط کسری صداقت نظرات ( ) |

آمار نشان می‌دهد بیش از 2 میلیون تست بارداری در داروخانه‌ها به فروش می‌رسد
این تست‌ها با اندازه‌گیری میزان نوعی هورمون‌ بارداری تا 99 درصد می‌توانند نشان دهند خانمی باردار است یا خیر. با توجه به کیفیتی که این تست دارد، می‌توان آن را از روز اول عقب‌کرد پریود یا 3 روز قبل از آن استفاده کرد و جواب گرفت اما آیا می‌دانید این تست‌ها دقیقا چطور عمل می‌کنند و مناسب چه افرادی هستند؟


 


تست‌ها چطور کار می‌کنند؟
این تست‌ها می‌توانند وجود یک هورمون خاص بارداری به نام b-HCG را در ادرار تشخیص دهند. این هورمون در ابتدا توسط تخمک و سپس جفت ترشح می‌شود و وجود آن در ادرار نشانه بارداری است. به عبارت دیگر، این هورمون توسط سلول‌هایی که در آینده جفت را تشکیل می‌دهند به محض اینکه رویان در جداره رحم جا گرفت، ترشح می‌شود. ا


ین هورمون در زنان غیرباردار وجود ندارد و 8 روز بعد از لقاح وجود آن قابل‌تشخیص است. میزان هورمون HCG هر 2 تا 3 روز دو برابر می‌شود و در هفته 12 بارداری به حداکثر خود یعنی به 7 می‌رسد. بعد از آن شروع به کاهش می‌کند و به دلیل همین پایین آمدن است که حالت تهوع در 3 ماهه نخست بارداری کم‌کم متوقف می‌شود. با این حال حتی بعد از این مدت هم به کمک یک آزمایش خون یا ‌آزمایش ادرار می‌توان وجود آن را در خون تشخیص داد. وقتی تست بارداری را در ادرار قرار می‌دهید رنگ تست تغییر می‌کند و بر اساس دستورالعملی که روی بسته درج شده، می‌توانید بفهمید تغییر رنگ نوار به چه معنی است.


در صورتی که به درستی از تست استفاده کنید و تستی که تهیه کرده‌اید مربوط به کمپانی معتبری باشد، تا 99 درصد جواب آن صحیح است. در صورتی که جواب تستی مثبت بود به یقین شما باردار هستید اما اگر جواب منفی بود ممکن است باردار نباشید یا اینکه پیش از موقع از تست استفاده کرده باشید پس بهتر است مدتی بعد دوباره آزمایش را تکرار کنید.


چه زمانی از تست بارداری استفاده کنیم؟
بهترین کار این است که منتظر نمایان شدن علائم بارداری بنشینید! با قطع دوره‌های ماهانه و آغاز حالت تهوع، می‌توانید از این تست‌ها استفاده کنید اما خیلی عجله نکنید چون اگر پیش از موقع استفاده کنید، احتمال جواب منفی زیاد است. برخی از افراد بعد از رابطه زناشویی بدون پیشگیری از تست‌های بارداری استفاده می‌کنند تا مطمئن شوند باردار نیستند.


در حالی که این کار بی‌فایده است. بعد از اینکه لقاح صورت می‌گیرد، 6 تا 7 روز طول می‌کشد تا تخمک‌ بارورشده به رحم برسد و لانه‌گذاری کند و هورمون بارداری ترشح شود. حتی بعد از 6 تا 7 روز هم میزان این هورمون آنقدر نیست که بارداری را نشان دهد. بعد از 10 روز که از لقاح گذشت و هورمون به اندازه کافی ترشح شد، می‌توانید از تست‌های بارداری برای تشخیص اینکه باردار هستید یا خیر استفاده کنید.
توجه: بعد از سقط جنین یا کورتاژ تا هفته‌ها میزان این هورمون بالا می‌ماند و تست‌های بارداری ممکن است جواب مثبت را نشان دهند. پس مراقب باشید این جواب مثبت می‌تواند هم نشانه بارداری مجدد شما باشد هم به اشتباه به دلیل بالا بودن هورمون در اثر سقط قبلی.


چطور از تست بارداری استفاده کنیم؟
تست‌های بارداری حاوی پادتن‌هایی هستند که در مواجهه با هورمون بارداری عکس‌العمل‌ نشان می‌دهند. یک خط آبی یا دو خط قرمز یا… می‌تواند نشانه باردار بودن یا نبودن شما باشد. از آنجا که این علائم باتوجه به مارک تست متفاوت است، بهترین کار مطالعه دستورالعمل قیدشده روی جعبه تست است. در حال حاضر حتی تست‌هایی وارد بازار شده‌اند که می‌توانند تاریخ بارداری شما را هم مشخص کنند. روی اکثر تست‌های بارداری در مورد زمانی که در طول روز باید مورد استفاده قرار گیرند، مطلبی درج نشده در طول شبانه?روز گاهی میزان هورمون در ادرار بسیار زیاد است و در صورتی که باردار باشید احتمال دیدن جواب مثبت بیشتر است. خوردن مایعات زیاد قبل از انجام تست سبب رقیق شدن ادرار می‌شود و در این حالت ممکن است جواب تست درست نباشد.


آیا قابل اطمینان هستند؟
همان‌طور که پیش از این نیز به آن اشاره کردیم، جواب مثبت این تست‌ها تا 99 درصد قابل‌اطمینان است. اما اگر جواب منفی دیدید و حس می‌کنید احتمال دارد باردار یاشید می‌توانید یک آزمایش خون هم بدهید. میزان هورمون بارداری در خون بیش از ادرار است.


قیمت تست چقدر است؟
قیمت تست‌های بارداری ایرانی بین 500 تا 1000 تومان و تست‌های خارجی تا 4 هزار تومان است.


http://www.robaneghermez.com/shop


نوشته شده در یکشنبه 20/1/91ساعت 10:44 عصر توسط کسری صداقت نظرات ( ) |

برخی از زنان از همان لحظه انعقاد نطفه به حامـله بـودن
خود پی میـبـرند. برای بقیه ممکن است بعد از پنج تست
مثبت حاملگی یـا ظـهور یـک سـری عـلائـم ایـن اطـمینان
حاصل گردد.

اگر تصور میکنید که باردار هستید، امیدواریم ایـن لـسیـت
کـه شـامـل متـداولترین نشانه های حاملگی می بـاشـد،
پاسخ سؤال شما را بدهد.

بخاطر داشته باشید که همه زنان با هم تفاوت داشـتـه و
در نتیجه ممکن است هیچ یک (یا برخی) از این علائــم را
تجربه نکنند:

1- درد سینه و  نوک سینه
هنگام حاملگی تقریبا سه هفته بعد از عمل لقاح متوجه درد در سینه و نوک سینه خود می شـوید (وقتـی قاعدگی حدود یک هفته دیر می گردد). همچنین ممکن است متورم شوند -- همانند نزدیک شدن به زمان قاعدگی.

2- لک دیدن خفیف یا گرفتگی عضلات شکم
اگر باردار باشید، لکه های خفیف صورتی رنگ در زمان تشکیل جنین می تـوانـد نمایان گردد --وقتی که جنین در داخل پوشش رحم قرار میگیرد. این تقریبا هشت تا ده روز بعد از تخمک گذاری روی می دهد،  کمی زودتر از رسیدن موعد قاعـدگی. مـعـمولا می توان خونریزی ناشی از تشکیل جنین را از قاعدگی معمولی تشخیص داد: اگر کمی زود تر از زمان مورد انتظار رخ دهد، اگر خفیف و اندک و به صـورت لـک باشد، مایل به رنگ صورتی بـاشد (نه قرمز و غلیظ همانند قاعدگی معمولی) و از الگوی یک قاعدگی نـرمـال پـیـروی نکند(خفیف، به تدریج شدید و سپس دوباره خفیف). گرفتگی عضلات شکم نیز میتواند در مراحل آغازین بارداری شایع باشد. وقتی که رحم حالت متوسط خود را بدست آورده و در سه ماهه دوم توسط استخوان لگن خاصره بهتر نگهداری می شـود، بـدن هـمـانند زمان قاعدگی مستعد گرفتگی و درد عضلات شکم میگردد.

3- تیره شدن دور نوک سینه
در دوران اولیه حاملگی -- نزدیک زمان قاعدگی  --  ممکن است دور نوک سیـنـه (بخـش تـیره تری که نوک سینه را احاطه کرده) تیره تر و قطور تر گردد. گفته می شـود کـه رنــگ تـیره تر دور نوک سینه به نوزاد در یافتن نوک سینه بـرای شـیـر خـوردن کـمـک مـی کـنـد. همچنین ممکن است رگهای سینه نمایانتر شده و برامدگی های کـوچکی که در اطراف نوک سینه قرار دارند بزرگتر شده و تعدادشـــان افزایش یابد -- بطور متوسط بین 4 تا 28 عدد به ازای هر سینه.

4- خستگی مفرط
در صـورت حـامـلـگی، یکی از شایع ترین علائم در هشت تا ده هـفـتـه اول خسـتـگی و فرسودگی می بـاشد. وقتـی باردار میشوید، بدن شما دچار یک سری تغییرات متابولیک مهم می گـردد. تمامی بخشهای بدن باید خود را برای فرایند رشد یک کودک آماده کنند. برای اغلب زنان، خستگی بعد از هفته دوازدهم بارداری از بین میرود.

5- حالت تهوع و استفراغ
اگر باردار باشـید، مـمـکن اسـت خـیـلی سـریع -- یـک هفـته بعد از عمل لقاح -- متوجه حالت تهوع و ناخوشی صبحگاهی گردید. حالت تهوع میتواند هر زمانی اتفاق بیفتد -- روز یا شب.

6- ادرار مکرر
زمانیکه قاعدگی به مدت یک تا دو هفته به تاخیر می افتد، ممکن است مـتـوجـه شویـد که بیشتر از حد معمول ادرار میـکنیــد. این به آن دلیل است که کودک در حال رشد درون رحم، به مثانه شما فشار وارد می آورد.

7- یبوست
ممکن است در روزهای اولیه بارداری متوجه تغیر در اجابت مزاج خـود گردید. هورمونهای اضافی تولید شده در حین حاملگی، باعث میگردد روده کارایی خود را از دست بدهد.

8- افزایش دمای طبیعی بدن
اگر دمای طبیعی بدن حتی بعد از سپری شدن زمان مقرر قاعدگی بالا ماند و به مـیزان قبل از تخمک گذاری تقلیل نیافت، احتمال حاملگی بسیار افزایش می باید. هنگامی که شما حامله میشوید، تخمک در لوله های رحم (محل رشد جنین) بارور میـگردد. در ایـن هنگام است که بدن شما نهـــایتا میتواند تشخصی دهد که شما حامله هستید. وقتی هورمون hCG ترشح می شـود، زنـان مـعـمولا بـرای بـار سـوم یـک افـزایش دما احساس میکنند که به اندازه تغییر دمای اولیه نیست، اما در خلال یک هفته تا 12 روز بعد از اولین افزایش دمای مربوط به تخمک گذاری میتوان آن را مشاهده نمود.

9- قطع قاعدگی
این میتواند اولین نشانه حاملگی بشمار آید بـخصوص اگر روال قاعدگی شما بـصـورتـی منظم بوده باشد. این نشانه بـه همـراه نشـانـه های مثـبـت دیـگر مـمکن است بارداری شما را به اثبات برساند.

10- تست حاملگی مثبت
اگر قاعدگی شما حداقل یک روز دیر شد، و آماده اید کـه حـقـیقت را بدانید، ممکن است بـخواهـید یک تست حاملگی خانگی را انجام دهید. تست حامـلگـی ادرار می تـوانـد در فاصله 10 تا 14 روز بعد از عـمـل لقـاح دقــیق عمل نماید. اگر نمیتوانید تا موعد قاعدگی صبر کنید، تست حاملگی خونی می تـواند در فاصله 8 تا 10 روز بعد از عمل لقاح دقیق عمل نماید. بخاطر داشته باشید که تسـت هـای حـاملـگی (حتـی تسـت خـونـی) 100 درصد بدون خطا و اشتباه نیـستـند. اگـر نتـیـجـه تـست شـما مـنفی بـود و باز احساس حاملگی نمودید، یک هفته بعد تست را تکرار کرده و با پزشک خود درمیان بگذارید.

موفق باشید!http://www.robaneghermez.com/shop


نوشته شده در یکشنبه 20/1/91ساعت 10:43 عصر توسط کسری صداقت نظرات ( ) |

1- باردار شدن سهل است. خیر اینطور نیست شانس حاملگی در یک زوج بارور تنـها 25% در هر ماه است.

2- اگر بطور مرتب مقاربت داشته باشیم حاملگی رخ میدهد. خیر برنامه ریزی زمانی در امر بارداری بسیار مهم است. اسپرم قادر است 5-3 روز درون بدن زن زنده باقی بماند. بهترین زمان مقاربت هنگام تخمک گذاری زن میباشد (معمولا 12 تا 15 روز پیش از آغاز قاعدگی بعدی). توصیه میشود که این آمیزش جنسی یک روز درمیان صورت گیرد.

3- ناباروری مشکل زنان است. ثابت گردیده  35%   زنان ، 35%  مردان،20% هر دو و 10% عوامل ناشناخته، عامل ناباروری میباشند.

4- ناباروری به مرور زمان رفع میگردد. خیر ناباروری یک نارسایی سیستم تولید مثلی بوده و نیاز به درمان پزشکی دارد.

5- ناباروری یک اختلال روانشناختی است. خیر اینگونه نیست که با القاء ذهنی بتوان ناباروری را درمان کرد.

6- ناباروری یک اختلال نادر است. خیر از هر 7 زوج یکی مشکل ناباروری دارند. اما با پیشرفت علم درمان 80 تا 90 درصد این زوجها موفقیت آمیز بوده و میتوانند صاحب فرزند شوند.

7- سن و ناباروری ارتباط چندانی با هم ندارند. خیر اوج قدرت باروری زن در سن 20 سالگی میباشد که این وضعیت تا سن 30 سالگی تقریبا ثابت می ماند. اما از 35 سالگی  به بعد قدرت باروری زن با سرعت بیشتری کاهش می یابد. یک زن 25 ساله که رابطه جنسی غیر محافظت شده دارد در ظرف یک سال 86% شانس حاملگی دارد. این شانس در سن 35 سالگی به 52% و در سنین 40 تا 45 سال به 50 تا 10 درصد کاهش می یابد. احتمال ناباروری، افزایش نواقص ژنتیکی در نوزاد و عوارض بارداری پس از سن 35 سالگی در زنان و سن 50 سالگی در مردان افزایش می یابد.

8- بلافاصله پس از قطع قرصهای ضد بارداری حاملگی روی میدهد. خیر پس از قطع مصرف اینگونه قرصها 1 تا 6 ماه (بطور متوسط 3 ماه) طول میکشد تا زن قدرت باروری خود را باز یابد.

9- چنانچه زوجی پس از چند ماه موفق نشدند بچه دار شوند نابارور تلقی میگردند. خیر زوجی نابارور تلقی میگردند که پس از یک سال تلاش زن  باردار نشده باشد.بنابراین چنانچه تا یکسال نزدیکی جنسی (بدون پیشگیری و به قصد تولید مثل) موفق به بچه دار شدن نشدید نگران نشوید اما پس از یکسال به پزشک مراجعه کنید.

10- اگر نخستین فرزند براحتی متولد شده باشد احتمال ناباروری در زوج منتفی میگردد. خیر بسیاری از زوجین پس از متولد شدن نخستین فرزندشان دچار مشکلات ناباروری میگردند.

چند نکته مهم در رابطه با حاملگی:

1- اگر تصمیم دارید صاحب فرزند شوید حین مقاربت از مواد لغزنده کننده (حتی محلول در آب) و یا بزاق دهان استفاده نکنید. زیرا که این دو  موجب کشته شدن اسپرم میشوند.

2- برای باردار شدن زن، رسیدن به مرحله ارگاسم (اوج لذت جنسی) در مردان ضروری اما برای زنان غیر ضروری ست.

3-کشیدن سیگار جنبندگی و تحرک اسپرمها را کاهش میدهد-مصرف الکل از کیفیت و کمیت اسپرم میکاهد-مصرف مواد مخدر شمار و کیفیت اسپرمها را تا 50 درصد کاهش میدهد-بنابراین مردانی که قصد دارند پدر شوند حداقل از 6 ماه قبل از حاملگی همسرشان می بایست از استعمال سیگار، الکل، هر گونه مواد مخدر و کافئین جدا خودداری کنند. همچنین مردان باید رژیم غذایی و تناسب اندام خود را بهبود بخشیده و از مصرف هر گونه دارو (مگر به تجویز پزشک) خودداری کنند. همچنین مردان باید سعی کنند کمتر در معرض  محیطهای آلوده به مواد سمی قرار گیرند. وان آب داغ، جکوزی و سونایی که بیش از 30 دقیقه  بطول انجامد بطور موقت تولید اسپرم را کاهش میدهد. مصرف ویتامین E و روی تولید اسپرم را افزایش میدهد.

4- زنان نیز میبایست شدیدا از سیگار، مشروبات الکلی، کافئین و هر گونه مواد مخدر حداقل از 6 ماه پیش از باردار شدن اجتناب کنند. تناسب اندام در زنان از اهمیت بیشتری برخوردار است اضافه وزن و یا کاهش وزن در کیفیت زایمان تاثیر گذار است. زنان می بایست در رژیم غذایی خود حتما کلسیم، فولیک اسید، روی، آهن و ویتامینها را بگنجانند و از مصرف غذاهای دریایی خودداری کنند (به علت تجمع جیوه در بدن آبزیان). زنان پیش از حاملگی میبایست تست پاپ اسمیر و معاینات لگنی را انجام دهند. همچنین باید از سلامتی دندانهای خود اطمینان یابند.

5- پیش از بارداری زن و مرد هر دو می بایست از سلامتی جسمی و روانی برخوردار باشند. نباید به هیچ یک از بیماریهای منتقله از راه جنسی مبتلا باشند. و حتما مشاوره ژنتیکی را انجام داده باشند.

6- توصیه میگردد زنان پیش از بارداری واکسن سرخک وسرخجه، آبله مرغان، یادآور کزاز-دیفتری و هپاتیت B را بزنند. فاصله واکسیناسیون و حاملگی باید حداقل 3 ماه باشد.

7-با آزمایش ادرار و تعیین سطح hCG خون میتوانید از باردار بودن خود مطمئن گردید. تست حاملگی ادرار پس از دو هفته (10 تا 14 روز) از لقاح قابل انجام است. تست حاملگی از طریق خون نیز میسر است. تست خون دقیق تر بوده  و پس از گذشت 7 تا 12 روز حاملگی قابل تشخیص است.

8- زنانی که از فشار خون بالا، دیابت و صرع رنج میبرند میبایست زیر نظر پزشک اقدام به بارداری کنند.

9-فاصله زمانی میان دو زایمان حداقل باید 3 سال باشد.

10-چنانچه قصد دارید صاحب فرزند شوید حداقل از 6 ماه قبل خود را آماده  کرده و برای این امر سرنوشت ساز برنامه ریزی کنید. حتما از 6 ماه قبل و تا بدنیا آمدن فرزندتان تحت نظر یک متخصص زنان و زایمان قرار گیرید.http://www.robaneghermez.com/shop


نوشته شده در یکشنبه 20/1/91ساعت 10:43 عصر توسط کسری صداقت نظرات ( ) |

تصمیم به بچه دار شدن یکی از مهمـترین تصمیمات زندگی
اسـت. در ایـن مـقـاله بـه شـمـا اطلاعاتی داده می شود تا
بدانید در دوران بارداری،تولد بچه و ماه های اول پس از تولد
چـه انـتــظاراتی باید داشته باشید. البته این فقط اول ماجرا
است. اگر به بچه دار شدن فکر میـکـنید، باید فکر این را هم
بنـمایـیـد کـه چـقـدر بـچـه ممکن است زندگی شما را تغییر
دهـد. یـک بـچـه مـمکن است روی رابطه ها ، زندگی کاری،
فرزندان دیگر و سلامتی شما تاثیر زیادی داشته باشد.

اکنون زمان آن رسیده است که در مورد نزدیکانتان فکر کرده
و آیـنده را برای خود مجسم نمایید. آیا برای حمایت از فرزند
تان، از طرف جامعه حمایت خواهید شد؟ با مشکلات مالی
چـطـور کنار خواهید آمد؟ دوست دارید فرزندتان چه تفکراتی
در مـورد مسـائـل مـهـمـی از قـبـیـل دیــن، ارتباطات و شغل
داشته باشد؟

اگر همسر دارید، فکر کنید که در چه تفکراتی هم عقیده هستید؟ تصور کنید اگر روابطتان با همسر فعلی بر هم خورد، زندگی فرزندتان چه خواهد شد؟

این مسائل بزرگترین تصورات در زندگی هر فرد می باشد. بچه دار شدن مسئله بسیار مهمی است، پس اگر چنین تصمیمی دارید، الان وقتش رسیده است که با همسرتان در این رابطه صحبت کنید.

در کنار بچه دار شدن مسائل مادی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. پول، محل زندگی، کار. خیلی خوب است که قبل از بچه دار شدن این مسائل را کاملاً مد نظر قرار داده و طرح هایی برای آن داشته باشید. همچنین تصمیم به بچه دار شدن می تواند فرصت خوبی برای رسیدگی به سلامت جسمیتان می باشد. در این مقاله اطلاعاتی به شما می دهیم تا بتوانید در زمان حاملگی تغییرات خوبی در زمینه سلامتیتان بدهید.

اگر تا به حال انرژی زیادی صرف این کرده اید که از حاملگی جلوگیری کنید، ممکن است حامله شدن را کاری ساده فرض کنید. در واقع، معمولاً 4 تا 6 ماه طول می کشد که فرد حامله شود. و برای بعضی خانم ها حتی بیشتر هم ممکن است طول بکشد. حال سوال این است که چطور خواهید فهمید که حامله شده اید. می توانید از تسترهای حاملگی که در همه داروخانه ها موجود است استفاده کنید.


احتمال نازایی
بعضی زوجین برای بچه دار شدن دچار مشکل می شوند. در نظر گرفتن احتمال نازایی برای زوج ها از نظر عاطفی بسیار دشوار است. اگر سنتان زیر 30 سال است و بیش از یکسال است که برای بچه دار شدن تلاش می کنید، الان وقتش است که خودتان و همسرتان به یک متخصص بیماری های زنان مراجعه کرده و تست نازایی بدهید. از آنجا که درمان های اولیه بسیار مهم می باشد، پزشکان معمولاً توصیه می کنند که بهتر است همه زوج ها در مواجه با مشکل این آزمایشات را انجام دهند. زنی که برای دفعات متمادی به نتیجه نمی رسد، اگر در موقعیت هایی که در زیر عنوان می کنیم باشد بعد از 6 ماه باید به پزشک زنان مراجعه کند:


بیش از 30 سال سن داشته باشد
قاعدگی نامنظم داشته باشد
سابقاً از دستگاه هایی مثل IUD برای جلوگیری از بچه دار شدن استفاده کرده باشد
یکی از زوجین سابقه بیماری های انتقالی جنسی داشته باشد
یکی از زوجین سابقه بیماری های مربوط به پروستات ، لگن خاصره یا دستگاه تناسلی داشته باشد
یکی از زوجین سابقه جراحی های شکمی داشته باشد
یکی از زوجین سابقه جراحی های مربوط به نازایی داشته باشد
مبتلا به اندومتروز باشید ( زنانی که این بیماری را دارند اغلب قاعدگی های پردرد دارند.)
جراحی سینه انجام داده باشد
دچار موهای زائد باشید
شروعی سالم
وقتی به بچه دار شدن فکر می کنید، دوست دارید تا آنجا که می توانید سالم بمانید. با تغییراتی در شیوه زندگیتان می توانید دوران حاملگی راحت تری داشته باشید و بیشتر مراقب سلامتی خود و فرزندتان باشید. این نکات را مورد توجه قرار دهید:


سیگار
زنانی که سیگار می کشند بچه هایی با وزن هایی پایین تر به دنیا می آورند که بیشتر در خطر مشکلات رشدی هستند. همچنین افراد سیگاری ممکن است دیرتر موفق به حامله شدن شوند چون سیگار باروری هم زن و هم مرد را تهدید می کند. از آنجا که حاملگی دورانی است پر استرس و فشار، خیلی خوب است که حتی قبل از حامله شدن سیگار را ترک کنید.


مشروبات الکلی
نوشیدن مشروبات الکلی در زمان حاملگی مشکلات بسیاری برای جنین به وجود می آورد. تحقیقات جدید نشان می دهد که حتی یک تا پنج بار در هفته هم می تواند احتمال حاملگی را تا 50 درصد کاهش دهد. قبل از حامله شدن بهترین زمان برای ترک نوشیدن اینگونه مشروبات است. برای ترک آن می توانید حتی از کمک هایی که در مراکز درمانی ارائه می شود نیز استفاده کنید.


داروها
اگر از داروهای بخصوصی استفاده می کنید، بهتر است که از پزشک معالجتان راهنمایی بخواهید تا اطمینان یابید که هیچ یک از این داروها روی حاملگی شما تاثیر منفی نمی گذارد. حتی می توانید از داروهای گیاهی نیز برای این منظور استفاده کنید. قبل از شروع استفاده از هر دارو برچسب آن را به دقت مطالعه کنید. و از مصرف هر دارویی که برای زنان حامله مضر شناخته شده است جلوگیری کنید. اگر از داروهای شادی بخش استفاده می کنید باید توجه داشته باشید که بیشتر این داروها روی جنین تاثیر منفی می گذارند. پس خیلی بهتر است که حتی قبل از اینکه حامله شوید مصرف داروهایی را که برای حاملگی و جنین مضر است کنار بگذارید.


ورزش
ورزش منظم روزانه ماهیچه های شما را قوی تر خواهد کرد، انرژی بیشتری به شما خواهد داد و باعث می شود که احساس بهتری داشته باشید. همه این موارد در دوران حاملگی و پس از تولد بچه بسیار مفید خواهد بود. سعی کنید روزانه به طور منظم ورزش کنید تا هم خود و هم فرزندتان در سلامتی باشید.


رژیم غذایی مناسب
استفاده از یک رژیم غذایی مناسب به شما این اطمینان را می دهد که بدنتان همه مواد غذایی مورد نیاز بدن برای ساختن یک فرزند سالم را دارا می باشد. یکی از مهمترین این مواد غذایی فولیک اسید است. فولیک اسید به همراه کلسیم و آهن مهمترین مواد مورد نیاز بدن در این دوره می باشند.


اشعه ایکس
اگر به هر دلیلی نیاز پیدا کردید که در معرض اشعه ایکس قرار بگیرید، به پزشکتان متذکر شوید که می خواهید حامله شوید.

بسیاری از خانم ها قبل از حامله شدن به پزشک مراجعه می کنند. در این حالت می توانید در مورد همه موارد و نکات درمانی با پزشکتان مشاوره کنید. بیماری هایی مثل دیابت، آسم یا فشار خون می تواند روی حاملگی شما تاثیر بگذارد. پزشک شما می تواند شما را در صورت نیاز به یک متخصص معرفی کند. اگر شما یا همسرتان در سابقه خانوادگیتان دچار بیماری خاصی بوده اید، زمان خوبی است که در آن رابطه نیز با پزشکتان مشاوره کنید.


تست حاملگی
در تست حاملگی هورمونی به نام کوریونی گنادوتروپین (HGG ) اندازه گیری می شود. پوسته تخمدان در زمان حاملگی این هورمون را ترشح می کند. جنین بعد از اینکه این هورمون به دیواره رحم برخورد می کند شروع به تولید آن می کند. اینکه از چه زمان می توان حاملگی را تشخیص داد به موارد زیر بستگی دارد:


چه مقدار HGG تولید شده باشد
نوع تست حاملگی (از طریق خون یا ادرار)
مقدار HGG که توسط تست اندازه گیری می شود.


تست حاملگی در خانه
تست های حاملگی در خانه روی ادرار انجام می گیرد. کیت هایی که برای این آزمایش استفاده می شود در مقابل مقدار مشخصی از HGG واکنش نشان می دهند و رنگ آن تغییر می یابد. هر چه مقدار کمتری HGG در این آزمایش مورد اندازه گیری قرار گیرد، حاملگی زودتر تشخیص داده می شود. به طور کلی 10 روز تا دو هفته پس از تخم گذاری این کیت ها می تواند حاملگی را تشخیص دهد. اگر این آزمایش به طور صحیح انجام شود و جواب آن مثبت باشد معمولاً جواب آن درست است. هر چند که اگر جواب منفی باشد لزوماً به این معنا نیست که شما حامله نیستید. تکرار آزمایش یک هفته بعد می تواند جواب صحیح تری به شما بدهد.

تست حاملگی در مطب دکتر
بهتر است که نتیجه آزمایش خود را که در خانه انجام داده اید در مطب دکتر هم دوباره تکرار کرده و مطمئن شوید. این زمان خوبی هم خواهد بود که با پزشکتان در رابطه با مراقبت از جنین قبل از تولد صحبت کنید. تستی که توسط پزشک انجام می گیرد آزمایش خونی است که مقدار هورمون HGG را در آن اندازه گیری می کنند. این آزمایش می تواند پزشک را از اندازه دقیق این هورمون در خون شما مطلع کند. اگر مقدار این هورمون غیر عادی بود مشخص می شود که مشکلاتی وجود دارد. http://www.robaneghermez.com/shop


نوشته شده در یکشنبه 20/1/91ساعت 10:42 عصر توسط کسری صداقت نظرات ( ) |


Design By : Pichak